آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۴

چکیده

از آنجا که انقلابها در تاریخ جهان طی سه قرن گذشته بسیار مهم بوده اند، نظریه های گوناگونی در این باره توسط جامعه شناسان تاریخی تبیین شده است و انقلاب مشروطه ایران یکی از نقاط عطف تاریخ ایران است زیرا ساختار سیاسی کشور را تغییر داد و تاثیرات آن تا به کنون وجود دارد. تدا اسکاچپول از جمله جامعه شناسان معاصر در آمریکا است که انقلاب های اجتماعی در آسیا و اروپا را مورد بررسی قرار داده است. این پژوهش برآن است تا با روش توصیفی– تبیینی، میزان انطباق مدل اسکاچپول با انقلاب مشروطه را تبیین کند. براساس فرضیه اسکاچپول، انقلاب اجتماعی محصول تلاقى تصادفى عوامل ساختارى است. به نظر وی انقلاب اجتماعی در یک کشور زراعتی و غیر استعماری به وجود می آید و عوامل آن فشار بین المللی به دولت، شورش دهقانی و مشارکت نخبگان حاشیه ای است. در قرن نوزدهم، ایران کشوری زراعتی و غیراستعماری بود و هر سه عوامل مورد نظر اسکاچپول در ایجاد انقلاب مشروطه نقش داشت اما عوامل دیگری همچون شورش های شهری و شرایط نیمه استعماری نیز موثر بود. در واقع فشار بین المللی از جنگهای با روسیه آغاز شد و حکومت قاجار برای تقویت بخش نظامی کشور نیازمند درآمد مالی و مالیاتی بود. بنابراین دولت به سیاست های تمرکزگرایانه روی آورد که در پی آن فشار های اقتصادی بر طبقات مختلف ایجاد شد. در واکنش به آن، همه طبقات اجتماعی به نوسازی و اصلاحات اقتصادی دولت اعتراض کردند اما به ثمر رسیدن این اعتراضات به جایگاه و نفوذ و حمایت عوامل خارجی بستگی داشت. انقلاب مشروطه در شرایط ضعف قدرت روسیه و حمایت سیاست مدارانه ی انگلستان از مشروطه اتفاق افتاد ولی با ائتلاف روسیه و انگلیس، قدرت سیاسی طبقات اجتماعی از بین رفت. در نتیجه انقلاب مشروطه منجر به قدرتمند شدن ایران نگردید. بنابراین تطبیق انقلاب مشروطه با نظریه اسکاچپول، در زمینه های انقلاب تقریباً مطابقت دارد اما با پیامدهای انقلاب های اجتماعی مورد نظر اسکاچپول در تضاد است زیرا ایران در شرایط نیمه استعماری قرار داشت.

تبلیغات